گور مان در مشت خودمان بود باهامان بود صدایی که چه می ترسید روزی از آن
و روزی از آن گذری خواهی کرد و بعد هم نظری خواهی کرد شاید هم سفری خواهی کرد
این فعل کرد چه محشری بپا کرده در شوری که می گرید ...
اكثر ما به سيزده بدر كه ميرويم و يا به هر تفريح خارج از خانه تلاش ميكنيم توپ فوتبالي را براي يك دست گلكوچك مزهدلي با خود ببريم. با رواج بازي پلياستيشن در خانهها نيز همراه با اعضاي خانواده (كوچك و بزرگ) در منزل و روبهروي تلويزيون ليگي برپا ميكنيم و هر كه با تيم مورد علاقهي خود بازي ميكند... ...
رمان را که ورق میزنی فصلبندی آن برخلاف اکثر رمانها نظرت را جلب میکند: دوازده راوی درباره حوادث داستان به اظهار نظر میپردازند که عبارتند از (جعفری، پرویز، سارا، ماه منیر، غلام، مراد، فرید، سهرابی، کل حسن، سالار، استوار غفوری، قنبری )
رمان با بازگویی دو ماجرا به موازات هم، پیش میرود... ...
«دلقک و هیولا» اثر پیتر اکروید تلفیقی از شعر، مقاله، نمایشنامه، گزارش های روزنامه ای و حتی زندگینامه است و از در کنار هم گنجاندن سبک هایی چون گوتیک، ناتورالیسم، رئالیسم، پلیسی و کار آگاهی در آثارش سود می جوید... ...
صبح بود که بچه ها جنازه تکه تکه شده اش را کنار ریل قطار پیدا کرده بودند. از خال روی بازویش فهمیده بودند، کیست. کسی نام واقعی اش را نمی دانست. هرکس به سلیقهی خود ، برایش نامی انتخاب کرده بود؛ خانوادهی ما بهش میگفتند: مدد عشقی... ...
سیمین بهبهانی در اشعار خویش زبانی را برگزیده است که گویی زبانی انقلابی است که قصد رها شدن از دنیا و نظام زبانیِ مرد سالارانه را دارد. در این اشعار او به گونه ای ظریف و آهنگین در قالب ابیاتی موزون و زیبا درباره ی بدن خویش و یا جسم زنانه صحبت می کند. برای مثال در همان اولین ابیات غزلِ «این صدای شکفتن را...» می گوید:... ...
"هيچ" نخستين اثر داستاني "سعيد بردستاني" نه شاهكارست و نه بي عيب و نقص اما به عنوان نخستين مجموعه نويسنده جوانش اثري است خواندني ، قابل تحسين و ستايش. "هيچ" به ما نويد نويسنده اي مي دهد جدي و خلاق كه دغدغه كلمه دارد و از پس تجربه هاي نخستين ِ نويسندگي اش به خوبي برآمده است... ...
هیچ وقت فکر نمیکردم قضیه اینقدر جدی شود. اوایل به سختی حس میشد. یعنی که همیشه نبود. گاهی بود و گاهی هم نه. اهمیتی نمیدادم که منشاءاش کجاست. اما چند روز که گذشت قضیه واقعاً جدی شد... ...
صورت لیلی بیشتر شبیه این است که داخل صورت من شده است. حرف هایش که مثل همیشه زیبا ولی ترسناک است در تمام اندام هایم می پیچد. صورتش از صورتم دور می شود و به کنده ی درختی می چسبد. ...
زبان به عنوان اساسی ترین راه ارتباطی بین انسان ها ، سرشار است از واج ها و آواهایی گوناگون ، که بطور قراردادی ، هرکدام بیانگر و اداکننده ی حالات ِمعنایی می باشند و شکی نیست که این معناها ، در زبان های مختلف ، گاهی متفاوتند و شاعر بعنوان یکی از اصلی ترین پردازنده ها به کلمه و رسالت کلمه ، می کوشد تا به ازای نقدینگی عمر ، گامی جهت تعالی کلمه بردارد... ...