باباچاهی: جهان نيز پست مدرن آفريده شده است . . . . . . . . . . . . . سايت نشر چشمه راه افتاد . . . . . . . . . . . . . کتاب تازه سید علی صالحی . . . . . . . . . . . . . حضور "زنان فراموش شده" در کتابفروشیها . . . . . . . . . . . . . نامزدهاي جايزه‌ي شعر خبرنگاران اين هفته معرفي مي‌شوند . . . . . . . . . . . . . "عکاس دوره‌گرد" در ارشاد . . . . . . . . . . . . . خالق "ناتور دشت" درگذشت . . . . . . . . . . . . . "کسی ما را به شام دعوت نمی‌کند" منتشر شد . . . . . . . . . . . . . «زرباران» دونالد بارتلمي با ترجمه‌ي احسان لامع انتشار يافت . . . . . . . . . . . . . آثار عاميانه‌ي صادق هدايت در اروپا انتشار يافت
شعرداستاننقد و نظرانديشهكتاب
 

 
مجله ادبیات و اندیشه دانوش

سردبیر:
احمد فکراندیش

دبیر سرویس شعر:
جلال خسروی

دبیر سرویس نقد ادبی:
سعید سبزیان

دبیر سروبس اندیشه:
حمید موذنی

دبیر سرویس ترجمه:
حامد رحمتی

دبیر سرویس داستان:
انوش دلاوري



    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    

فکر می کنید تحولات اخیر سیاسی و اجتماعی تاثیری بر روند ادبیات پیشرو ایران داشته باشد؟






مشاهده نتايج

طراحی سایت و پورتال

کتابفروشی دانوش میزبا شماست

   در کجاوه هویت / زهرا اشرف  
  در کجاوه هویت / زهرا اشرف برای پرداختن به بحث بحران هویت ابتدا باید تعریف دقیقی از هویت داشته باشیم. به عنوان مثال همانگونه که طول و عرض نقطه، هویت آن را تشکیل می دهد، ویژگیهای گوناگون و متعددی نیز، هویت آدمی را تبیین می کند. در اینجا جالب است بدانیم
که در حال حاضر تعبیری که برای "از خود بیگانگی" بکار می رود فقدان هویت است. و حال به تعاریفی که از هویت در فرهنگ معین، عمید و دهخدا آمده است می پردازیم:
در فرهنگ معین آمده است: هویت یعنی ذات باری تعالی، هستی، وجود، آنچه موجب شناسایی شخص باشد.
در فرهنگ عمید چنین تعریف شده است: هویت یعنی حقیقت شی یا شخصی که مشتمل بر صفات جوهری او باشد. هویت در لغت به معنای شخصیت، ذات، هستی، وجود و منسوب به هو می باشد.
دهخدا نیز در لغت نامه اش هویت را عبارت از تشخص دانسته و می گوید همین معنی میان حکیمان و متکلمان مشهور است.
در اینجا این سوال مطرح می شود که چرا معمولا هویت را به جوانان و نوجوانان محدود می کنیم؟ برای پاسخ به این سوال باید به موارد زیر اشاره کنیم:
الف: نوجوانی یک دوره انتقال است.
ب: نوجوانی دوره تحول همزمان فیزیکی و روانی است.
ج: نوجوانی سن مسئله آفرین است.
د: نوجوانی زمان جستجوی هویت است.
نتیجه منطقی داشتن هویت این است که شخص خود را می شناسد یعنی این که نسبت به استعدادها، توانائیها، نقاط ضعف خود آشنایی کامل دارد. و این باعث می شود که در زندگی خود هدف داشته باشد. اما نتیجه هایی که برای بی هویتی می توان نام برد؛ افسردگی، احساس پوچی و درون تهی شدن ها، روزمرگی ها، مسئولیت گریزی، بی تفاوتی و مشغولیت بی هدف و داشتن شخصیت منفعل. که بعضی از این مفهوم ها به توضیح بیشتری نیاز دارد که در زیر به ان اشاره می کنیم.
مشغولیت بی هدف: از جلوه های شایع و عام فقدان هویت، می توان به دلمشغولی های بی هدف اشاره نمود، فردی که خودی خود را گم کرده و نقشی موثر برای خویشتن نمی یابد و به همین جهت نیز احساس درون تهی بودن می کند، غالبا خود را به هر موضوعی که در دسترس بوده و نسبتا علاقه او را برانگیزد، مشغول نموده و بخش عظیمی از فرصتها و انرژیهایش را در آن زمینه صرف می کند. به عنوان مثال می توان به این موارد اشاره کرد: مشغول کردن خود با مکالمات تلفنی، تلفن همراه، ارزش خودرو و ورزش.
مسئولیت گریزی: که به خاطر نداشتن انگیزه است.
شخصیت منفعل: افرادی هستند که همیشه منتظر این هستند که دیگران برایشان تصمیم گیری کنند.
معمولا وقتی صحبت از هویت می شود همه یک هویت را در نظر می گیرند و آن هم هویت فردی (شخصی) می باشد اما ما در اینجا به هویتهای دیگری نیز مانند هویت خانوادگی، ملی، اجتماعی، فرهنگی و تمدنی می پردازیم. به نظر می رسد که همه این هویتها زیر مجموعه هویت فردی قرار می گیرند زیرا که شخص برای شناختن خود باید به همه این موارد توجه کامل داشته باشد.
هویت فردی:
منظور از این نوع هویت پاسخ به پرسش هایی مثل: من کیستم؟ چه نقشی دارم؟...
روشهای تکوین هویت فردی :
الف) خودشناسی: از روشهای تکوین هویت فردی، خودشناسی از مهمترین آنها می باشد که برای ایجاد آن باید نسبت به این موارد آگاهی و معرفت داشته باشیم: تواناییها و قابلیتها و استعدادهای درونی خود- ویژگیهای رشد و تحول (خصائص سنی)- نیازهای اساسی روانی- ضعف و ناتوانیها و محدودیتهای وجود خویشتن.
از آثار منطقی خودشناسی، انتظارات متعادل از خویشتن است چون ما در این صورت است که به قوتها و ضعفهای خود پی برده و در نتیجه انتظارات افراطی از خود نداریم.
ب) حل تضادهای درونی: کارن هورنای معتقد است تضادهای درونی میان خود واقعی و آرمانی است. وی این دو مفهوم را چنین توضیح می دهد: "خود واقعی، یعنی تصویری که فرد از استعدادهای بالقوه و امکانات خویش دارد و او را قادر می سازد به اینکه کاملا تسلیم محیط اجتماعی نباشد و احیانا ابتکار از خود به خرج دهد و شخصیت خود را به رنگ مخصوصی در آورد و آن را از شخصیت افراد دیگری که تحت تاثیر همان عوامل اجتماعی و فرهنگی قرار گرفته اند، ممتاز سازد." هورنای، خود آرمانی را نیز چنین تشریح می نماید: "گاه پیش می آید که آدمی به شناختن خود واقعی و شکوفان ساختن استعدادهای فطری قناعت نمی کند بلکه به دنبال خود خیالی یا آرمانی (ایده آلی) می رود، یعنی طالب کمال می شود ، و چون خود خیالی غیر قابل وصول است در او یک کشمکش درونی به وجود می آید. هر اندازه آدمی بیشتر هدف خیالی یا آرمانی را دنبال مند، بیشتر از خود واقعی دور می شود و نتیجه این امر نخست افزایش شدت کشمکش بیهوده او برای رفع ان کشمکش، یعنی رفتار نابهنجار عصبی خواهد بود."
ج) همانند سازی متعادل: از آغاز زندگی و تقریبا سالهایی که آدمی خود را می شناسد، ناخودآگاه به تقلید از رفتار و عملکرد دیگران می پردازد. و متعاقب آن، بخشهایی از شخصیت دیگران را که مورد توجه او قرار می گیرد، به عنوان الگو و سرمشق می پذیرد.
د) بازآفرینی خاطرات کودکی: تجربیات و خاطرات کودکی حتی در صورتی که از ذهن ادمی پاک شده باشد، نیز در زندگی، عملکرد و انتخاب او همچنان نفوذ دارند، زیرا بخشی از هویت وی را تشکیل می دهند. برای دستیابی به هویت فردی ناگزیریم تا آنجا که مقدور است به بازسازی، تجدید بنا و شفاف کردن تجربیات و خاطرات گذشته بپردازیم تا بتوانیم میان انها و وضعیت کنونی خود پلی بزنیم و پیوندی معقول برقرار کنیم.
موارد دیگری مانند هدف زندگی، خلاقیت، مسئولیتها، پذیرش جنسیت را نیز می توایم نام ببریم.
هویت خانوادگی:
منظور از این نوع هویت، تعیین نسبت میان جوان و خانواده اوست. از شیوه های تکوین هویت خانوادگی می توان این موارد را نام برد. مقبولیت (پذیرش)- تکریم منزلت- تبادل عاطفی- مشورت- درک و تفاهم.
هویت ملی:
منظور از هویت ملی درک ویژگیها و صفات ممیزه یک ملت است که مشتمل بر ارزشها، افتخارات و پشتوانه های فکری و فرهنگی آن جامعه است. از عوامل آسیب زای هویت ملی می توان به پدیده دو فرهنگی- ملی گرایی افراطی- فقدان آگاهی نسبت به خصیصه ها، مفاخر و ارزشهای ملی و غرب باوری اشاره کرد.
هویت دینی:
رابطه آدمی و دین و نسبتی که با آن پیدا می کند، در مقوله هویت دینی قابل تبیین و توضیح است. آنچه هویت دینی می تواند به نسل جوان بدهد عبارتست از: پاسخ به پرسشهای بنیادین- جهت بخشیدن به زندگی- رویکرد مثبت به آینده- وحدت اعتقادی – مقبولیت اجتماعی- شان و منزلت جوانی- معنا بخشیدن به جهان.
هویت اجتماعی:
وقتی نقشها و وظایف فرد در قبال جامعه و انتظاراتی که جامعه از فرد دارد را بررسی می کنیم به هویت اجتماعی نزدیک می شویم. یکی از صاحبنظران شخصیت می نویسد: عدم توانایی در انتخاب شغل و یا عدم ادامه تحصیل، غالبا نمودی از بحران هویت یا گم گشتگی در نقش اجتماعی است. بسیاری از رفتارهای ضد اجتماعی و ناسازگارانه افراد را می توان از این دیدگاه توجیه نمود.
شیوه های تکوین هویت اجتماعی:
الف) تربیت جامع: منظور از چنین تربیتی آن است که به همه ابعاد وجود آدمی (فیزیکی، عاطفی، اجتماعی، ذهنی و اخلاقی) بپردازد و به ویژه از تربیت اجتماعی غفلت نکند.
ب) جامعه باز: جامعه ای را که پویا، متحول و بن باز بوده و در قبال انتقادها و گفتمان های منتقدان انعطاف لازم را دارا باشد، می توان نمونه ای از جامعه باز تلقی نمود.
ج) تقویت خود رهبری: چنانچه فردی قادر باشد اتکا و وابستگی خود را به دیگران کاهش داده و با احساس استقلال نسبی، وظایف خویش را به نحو مطلوبی انجام دهد، ما به او خود رهبر می گوییم، یعنی فردی که توانایی اداره خویش را داراست. می توان رابطه خود رهبری را از نوع همبستگی مستقیم و مثبت تلقی نمود، یعنی هر اندازه که فرد بتواند در اداره فعالیتهای شخصی و مدیریت زندگی، توانایی خود را بروز دهد، هویت اجتماعی اش کاملتر و شفافتر خواهد بود.
از ویژگیهای فرد خود رهبر می توان میزان خود انگیختگی یا خود جوشی در فعالیتها و مسئولیتهای فردی و اجتماعی است، به این مفهوم که در پدیده خود رهبری نیاز چندانی به تشویق و دلگرمی از جانب دیگران وجود ندارد، بلکه چنین فردی انگیزه های مورد نیاز را از درون خویش دریافت می کند. فقدان خود رهبری فرد را وابسته به تشویقها و تاییدات دیگران می نماید و در صورت عدم دریافت پاداش از سوی اطرافیان در نیمه راه از حرکت و پویایی باز می ماند و پیوسته منتظر است تا دیگران به او القا کنند که چه باید کرد.
از آثار خور رهبری، قاطعیت در تصمیم گیری و سرعت عمل و صراحت گفتار است.
تفاوت فرد خود رهبر با فرد سلطه گر: اولی، مجال رشد و کمال به دیگران می دهد و بار مسئولیت خویش را بر عهده دیگری نمی نهد، و حال آنکه دومی، امکان رشد و تعالی دیگران را محدود نموده و مانع پویایی آنها می شود.
تفاوت خود رهبری با خود برتربینی و خود کم بینی: خود رهبر فردی واقع گرا و واقع بین است. خود برتربین غالبا آدمی بلند پرواز و دارای احساس تفاخر نسبت به دیگران می باشد. و همچنین در پدیده خود کم بینی، تصویر ذهنی فرد از خویشتن با واقعیتهای وجودش فاصله طولانی دارد، در حالی که در پدیده خود رهبری این فاصله از میان بر می خیزد و جای خود را به درک روشن و صریح واقعیات می سپارد.
از دیگر شیوه های تکوین هویت اجتماعی، همدلی با نسلهای آینده- حل تعارضهای اجتماعی و جلب مشارکت اجتماعی را می توان نام برد.
هویت فرهنگی:
برای پی بردن به این مفهوم ابتدا باید تعریف دقیقی از فرهنگ داشته باشیم.
در تعریف فرهنگ آمده است: مجموعه عادات، باورها، هنر، موسیقی و سایر دستاوردهای تفکر انسانی که به وسیله گروهی از مردم در زمانی خاص به وجود آمده است، فرهنگ نام دارد.
نسبت هویت و فرهنگ:
برخی از اندیشمندان این پرسش را مطرح ساخته اند که چرا وجوه اشتراک فرهنگی، همکاری و وحدت را تسهیل می کند و چرا تفاوتهای فرهنگی به اختلاف و تفرقه دامن می زند؟
آنها در پاسخ چنین اظهار نظر می کنند:
اولا هر کسی دارای چند هویت است که ممکن است با هم رقابت داشته باشند یا یکدیگر را تقویت کنند. هویتهای ناشی از خویشاوندی، حرفه، فرهنگ و هویتهای نهادی، سرزمینی، آموزشی، اعتقادی، ایدئولوژیک و غیره. هویت در یک بعد ممکن است با هویت ناشی از یک بعد دیگر برخورد کند.
ثانیا، اهمیت فزاینده هویت فرهنگی تا حد زیادی معلول مدرنیزاسیون اجتماعی- اقتصادی در سطه فردی و اجتماعی است. در سطح فردی، آشفتگی و از خودبیگانگی، نیاز به یک هویت معنی دارتر را ایجاد می کند و در سطح اجتماعی قابلیتها و قدرت فزاینده جوامع غیر غربی باعث تجدید حیات فرهنگ و هویتهای بومی می شود.
ثالثا هویت در هر سطحی- شخصی، قبیله ای، نژادی، تمدنی- تنها در نسبت با غیر – شخص، قبیله، نژاد یا تمدن دیگر- تعریف می شود.
آسیب شناسی هویت فرهنگی:
مشکلات اصلی غالب جوانان در زمینه هویت فرهنگی را می توان همچون مثلثی تصور نمودکه با سه ضلع احاطه شده است.
الف) ضلع اول آن مربوط به جوانانی استکه غالبا فرهنگ خودی (ملی) را که از متن آن روئیده اند، به درستی نمی شناسند و دقیقا نمی دانند به کدام فرهنگ و تفکر، تعلق دارند.
ب) ضلع دوم مثلث به جوانانی مربوط می شود که نسبت به فرهنگ ملی، معرفت نسبی دارند ولی به مرز باور فرهنگی نرسیده اند.
ج) و در نهایت ضلع سوم آن را جوانانی تشکیل می دهند که به باور فرهنگی رسیده اند و لیکن ناخودآگاه فرهنگ و تمدن خود را از ملتها و کشورهای دیگر به ویژه جوامع صنعتی پیشرفته، پایین تر، حقیرتر و ضعیف تر می دانند.
اکنون باید به بررسی علل و عوامل پیدایش وضع موجود بپردازیم.
عوامل آسیب زا:
گسست فرهنگی: اگر فرهنگ به مجموعه کم نظیری از باورها، سنتها، ارزشها و آرمانهای یک جامعه اطلاق شود، تعلق فرهنگی به معنای درک، شناخت و برقراری ارتباط با این مجموعه است. در مقابل گسست فرهنگی به منزله فقدان اجزا و عواملی است که در بالا بدان اشاره شد.
تضاد نسلها: عناصر و عوامل فرهنگی عمدتا از نسل بالغ به نسل جوان انتقال می یابد. این انتقال نیاز به پلهای ارتباطی مناسبی دارد که قبلا و طی سالها قبل شکل گرفته است. خاطرات دوران کودکی و نوجوانی، فصل مشترکهای والدین و جوانان و پیوندهای عاطفی میان آنان راه را برای انتقال ارزشها و عناصر فرهنگی هموار می سازد.
تغییرات پر شتاب: از مختصات زندگی معاصر، دگرگونیهای سریعی است که در همه شئون اجتماعی، رخ می دهد. از پیامدهای آن می توان به ناتوانی انسان در تحلیل و ارزیابی رخدادها اشاره نمود. وقایع پیچیده ـنچنان به سرعت از راه می رسند که فرصتی برای تحلیل آنها باقی نمی ماند و لذا نه تنها فرهنگ بلکه مقوله های دیگر زندگی نیز از دور خارج می شوند و بیگانگی فرهنگی به جای هویت و یکپارچگی فرهنگی در جامعه مستقر می شود.
فقدان تمامیت: چنانچه تربیت را به معنای انتقال ارزشها و میراثهای فرهنگی والدین به فرزندان تلقی کنیم، در این صورت منظور تنها انتقال یک جنبه خاص از فرهنگ نیست، بلکه جامعیت فرهنگی مورد نظر می باشد. لذا هر بعدی از فرهنگ که در فرایند تربیت مغفول ماند، به همان اندازه به هویت فرهنگی آسیب وارد می شود.
فردگرایی افراطی: غالب نظامهای تربیتی و فرهنگی به منظور دستیابی به موفقیت قابل قبول در آرمانها و اهداف خویش، سعی دارند تعادل میان خصلتهای فردگرایی و جمع گرایی به وجود آورند، هر چند که در عمل بعضا به افراط و تفریط می گرایند. تاکید بیش از حد بر خصلتهای فردگرایانه، جوانان را از هویت ملی شان دور می کند و در مقابل توجه افراطی به منشهای جمع گرایانه، از شکل گیری مناسب هویت شخصی (فردی) مانع می شود.
سکولاریسم: یکی از محققانی که در زمینه رابطه علم و دین، مطالعاتی انجام داده است، چنین می نویسد: "جایگزینی علم دینی به وسیله علم سکولار برای جوامع اسلامی تبعات زیر را در بر داشته است:
علم زدگی و سوء استفاده از اعتبار علم
بحران هویت
رواج نسبی انگاری در زمینه معتقدات دینی
منحصر کردن حوزه دین به اموراخلاقی و اخروی."
ایشان معتقدند علاج علم زدگی آن است که حدود و ثغور علم را تبیین نماییم و روشن کنیم که علم مشکل گشای همه چیز نیست و آن نیز محدودیتهای خودش را دارد. تعیین حدود و ثغور علم کاری فلسفی است و این چیزی است که مورد غفلت بسیاری از عالمان معاصر قرار گرفته است.
بازیابی هویت فرهنگی:
تبیین نسبت فرهنگ: فرهنگ را از دو منظر می توان مورد تامل و بررسی قرار داد، یکی از حیث اصالت و منزلت آن، زیرا تاریخ قدمت فرهنگ به آغاز تفکر بشر مربوط می شود. منظر دوم از جهت مرتبه و اولویت آن در میان سایر پدیده های اجتماعی می باشد. در مورد اول تردیدی وجود ندارد که اصیل ترین و با معناترین نهاد اجتماعی، فرهنگ است. بدیهی است میزان تعلق خاطر به هر پدیده، با جایگاه اجتماعی آن، بستگی دارد.
تحقق رویکرد جامعه گرا: هر رفتار و عملکردی مبتنی بر رویکردی خاص می باشد و به تعبیر دیگر همان گونه زندگی می کنیم که می اندیشیم. این واقعیت توجه ما را به پذیرش امر دیگری معطوف می دارد که رویکردهای فرهنگی، مقدمه و زمینه عملکردهای فرهنگی است. چنانچه از جهت فرهنگی، متمایل به تقدم ارزشهای جامعه بر فرد باشیم، در عمل نیز، چنان خواهیم بود و در مقابل اگر جهت گیری فرهنگی ما معطوف به تقدم فرد بر جامعه باشد، عملکرد ما نیز متضمن چنین گزینشی خواهد بود. برخی از فلسفه های تربیتی معاصر بر این امر اهتمام دارند که باید تعادل لازم در توجه به فرد و جامعه در برنامه ریزیهای تربیتی مورد لحاظ قرار گیرد.
شناخت فرهنگ برتر: بحران هویت فرهنگی از دو جهت قابل تامل است: یکی اینکه جوانان با بررسی همه جانبه فرهنگهای معاصر، دست به گزینش زده و یکی از آنها را بر دیگری ترجیح می دهند که قطعا چنین گزینشی، مستلزم معرفت به فرهنگها و داوری درباره آنهاست، ولی با این حال نتیجه داوری مذکور اولویت بخشیدن به فرهنگ بیگانه بر فرهنگ ملی است. دیگر اینکه برتری دادن فرهنگ بیگانه بر فرهنگ ملی مبتنی بر شناخت اصولی و جامع آنها نبوده بلکه حاصل نوعی تقلید شتابزده از ظواهر فرهنگی بیگانه و در نتیجه دلبستگی به آن و روی گرداندن از فرهنگ ملی است. در هر دو صورت فرجام کار یکی بوده و آن، گم کردن هویت فرهنگی خویش می باشد.
ویژگیهای فرهنگ برتر:
پیشینه، دیرینه، سابقه و پشتوانه عظیم یک فرهنگ در طول تاریخ.
آثار مکتوب و غیر مکتوب یک فرهنگ، نظیر کتابخانه ها، مواریث فکری، هنری و ادبی.
شخصیتها، فرهیختگان، دست پروردگان و فرزانگانی که از متن یک فرهنگ روییده و بالیده اند.
جایگاه و منزلت و رفعت علم و اندیشه در آن فرهنگ.
رسانه های گروهی: رسانه های گروهی و به ویژه صدا و سیما از دو جهت حائز اهمیت خاصی هستند، ابتدا گستردگی دامنه تاثیر و پیام رسانی آنهاست و دیگری قدرت جذب بالایی که از شنوندگان و بینندگان بیشماری حکایت می کند.
بررسی عوامل سلطه غرب: بررسی این پدیده که چگونه غرب توانست بر جوامع دیگر به ویژه ملتهای مشرق و جهان سوم استیلا یافته و به مدد تسلط خویش، فرهنگ خود را نیز در آن جوامع نفوذ داده و گسترش دهد، از مسایل مهم این مقوله است و به عنوان یکی از آفات هویت فرهنگی قابل مطالعه می باشد. هانتینگتون معتقد است: "پیروزی غرب بر جهان ناشی از برتری اندیشه ها، ارزشها یا دین نبود، بلکه معلول برتری غرب در استفاده از خشونت سازمان یافته بود. این نکته ای است که غربی ها آن را غالبا فراموش می کنند اما هرگز از خاطر غیر غربی ها نمی رود." جفری پارکر هم در این زمینه می نویسد: "به طور کلی قدرت گرفتن غرب ناشی از اعمال زور بود، چرا که در واقع توازن قدرت میان اروپا و دشمنانش، همواره به سود اروپایی تغییر می یافت."
هویت تمدنی:
منظور از هویت تمدنی، معرفت و آگاهی عمیق آدمی به تمدنی است که منسوب به آن می باشد.
بر اساس رویکردی که تمدن را همان فرهنگ ولی در ابعادی بزرگتر تلقی می کند، می توان هویت تمدنی را دارای مفهومی گسترده تر و عمیقتر از مفهوم هویت فرهنگی دانست. زیرا غالبا هویت فرهنگی به مرزهای یک کشور یا ملیت، محدود می شود، در حالی که هویت تمدنی عمدتا از مرزهای کشور خاص فراتر رفته و چندین ملیت و یا حتی بیشتر را پوشش می دهد نظیر تمدن اسلامی یا تمدن غربی و نظایر آنها که در مواردی نیز گسترده تر از یک قاره، مطرح می شوند.
عوامل تقویت کننده هویت تمدنی:
تعمیق و توسعه گفت و گوی تمدنها
ایجاد نظام معرفتی نسبت به مدن خودی
برخورد آگاهانه با تمدنهای بیگانه
دیانت و معنویت
امت به جای ملت.

نظر [ 2 ] ٭ کتاب ٭ دوشنبه 05 آذر 1386  -  21:59
نظرات شما ایرانی: سلام شما از سمنان هستین؟

کاظم يکاني: بسيار عالي بود
من دانشجوي رشته مشاوره دانشگاه تهرانم
من تحقيقي در باره هويت ديني دارم دوست دارم در اين باره به من کمک کنيد
با تشکر
ارسال نظر
نام
ایمیل
وب سایت
نظر شما
 
 
 


  خبر شعر داستان نقد و نظر انديشه كتاب نشريات جستجو آشنايي با ما ارتباط با ما آرشيو
 





لاله می شوم ز تب




تفریق جمعی




سیب نقره‌ای




نگاهی به کتاب پیوندهای ناپیدا

.: بايگاني :.  
 







 
 
   

تمام حقوق اين سايت براي دانوش محفوظ است
راه اندازي شده توسط شرکت يک‌ضرب