باباچاهی: جهان نيز پست مدرن آفريده شده است . . . . . . . . . . . . . سايت نشر چشمه راه افتاد . . . . . . . . . . . . . کتاب تازه سید علی صالحی . . . . . . . . . . . . . حضور "زنان فراموش شده" در کتابفروشیها . . . . . . . . . . . . . نامزدهاي جايزه‌ي شعر خبرنگاران اين هفته معرفي مي‌شوند . . . . . . . . . . . . . "عکاس دوره‌گرد" در ارشاد . . . . . . . . . . . . . خالق "ناتور دشت" درگذشت . . . . . . . . . . . . . "کسی ما را به شام دعوت نمی‌کند" منتشر شد . . . . . . . . . . . . . «زرباران» دونالد بارتلمي با ترجمه‌ي احسان لامع انتشار يافت . . . . . . . . . . . . . آثار عاميانه‌ي صادق هدايت در اروپا انتشار يافت
شعرداستاننقد و نظرانديشهكتاب
 

 
مجله ادبیات و اندیشه دانوش

سردبیر:
احمد فکراندیش

دبیر سرویس شعر:
جلال خسروی

دبیر سرویس نقد ادبی:
سعید سبزیان

دبیر سروبس اندیشه:
حمید موذنی

دبیر سرویس ترجمه:
حامد رحمتی

دبیر سرویس داستان:
انوش دلاوري



    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    

فکر می کنید تحولات اخیر سیاسی و اجتماعی تاثیری بر روند ادبیات پیشرو ایران داشته باشد؟






مشاهده نتايج

طراحی سایت و پورتال

کتابفروشی دانوش میزبا شماست

   دو شعر از مریم آموسا  
  دو شعر از مریم آموسا 1
(من دهان باز کرد ریخت )

و شوپن روی نفس هایمان می ریخت
ریخت عوض می کنم و به جای تمام مادرانگی هایم
لب هایم را سرخ می شوم
که دروغی نگفته گفته باشم به روز هایی که می روند
به دهانی که باز مانده است
و من دهان باز کرد ریخت
لب عوض می کنم
که از تکرار نقاشی این لب خند در اتاق مه گرفته
پرنده به قفس پناه می آورد
که تمام رژهای جهان رنگ می بازند
مادرانگی هایم
و کودکانم که در طول راه
به خاک سپرده می شوند
لب خند هایم خاک گرفته اند دست هایت را
و من سرزمینی که از موعودش
به لب ها پناه می آورد
ولبه های این دنیا تیز می روند مرا
قلبم که فرو رفته است
و من از من خیس می شود این اتاق
پرده ها می افتند و سقف زمین را می تند
تنانگی با انگشت هایم شکل می گیرد و
و شوپن
پن
پنداری به بن بست رسیده
عطر بهار نارنجی نمی پیچد و
بهار از پرده ها افتاده
پنجره و سرخی که لب هایم را نشانه رفته
لب عوض می کنم












2


20 دي ماه در مركز جهان




برای یک شب نمی مانند
که برهنگی تنم را پوشانده و این چشم ها دروغ را
بارور نمی شوند
در ساحلی که به مه و دریا می ریزد
به تن هایی که به برهنگی می رسند
و برهنگی که به تن می رسد
که من به تمامی تنم
و برهنگی تنم را پو شانده
و تن می دهم به تنانگی
همه تن تن بودن
و برهنه از خود در خود شدن
و خواب نرفتن خیال نشدن
وگریستن در خود
در شعر که می آید و ماسه ها را با خود به دریا
می برد تن را از خستگی می رباید
و می برد
دیری است برده است و تن می دهم به تن
که تحمل پذیر می شود که زندگی ای که سطر هایش روی هم افتاده
تاده
ستاده من از من
که خیس می روم روی ماسه
و ساحل مواج می شود

من همه تن برهنه می شوم
فکر من می شود
عشق من می شود
دل من می شود
دوست داشتن من می شود
و من از من می گریزد و
برهنگی روی من لم می دهد
و مرگ هایی که از زندگی ام بزرگ می شوند
و برهنه گی ای روی زندگی ام افتاده
...
22:50 دقیقه 20 دی ماه در مرکز جهان

نظر [ 2 ] ٭ شعر ٭ پنجشنبه 25 بهمن 1386  -  18:55
نظرات شما احمد زاهد‌ی: شعرهاي بسيار زيبايي هستند، به راستي شعرند. بخشي از شعر نخستين را در وبلاگم بازنشر كردم
پايدار و پيروز باشيد

علي جهانگيري: سلام
خسته نباشيد بر روي مقاله اي در مورد تنانگي و كلا فمنيسم در ادبيات و تاثرات اجتماعي زن ايراني كار ميكردم خوشحال مي شوم كارهاي بيشتري را از شما داشته باشم يا حداقل نظريات شما را در مورد تنانگي و تن خواني و تاثير آن در ادبيات معاصر
با احترام و آرزوي توفيق
ارسال نظر
نام
ایمیل
وب سایت
نظر شما
 
 
 


  خبر شعر داستان نقد و نظر انديشه كتاب نشريات جستجو آشنايي با ما ارتباط با ما آرشيو
 





لاله می شوم ز تب




تفریق جمعی




سیب نقره‌ای




نگاهی به کتاب پیوندهای ناپیدا

.: بايگاني :.  
 







 
 
   

تمام حقوق اين سايت براي دانوش محفوظ است
راه اندازي شده توسط شرکت يک‌ضرب