قطار چوبی
آرزو هایم
سوار قطاری چوبی رفتند
شبیه کودکی هایم
که در ماشینی کوکی دود شدند
آرزو هایم
تاب وابستگی هایم را نداشتند .
1 بهمن 1387
نان
کبوتری
رها بر لب دیواری نیمه کاره
نان را از یاد می برد
وقتی که مردی
مرگ را
رها می کند از تفنگ بادی اش .
بهمن 1387
نظر [ 2 ] ٭ شعر ٭ يكشنبه 09 فروردين 1388 - 03:04
|