سرد دارد آسمان
آذر آتش نیست
شیروانی نه می داند
فانوس من از درز چپرها
روشن می کند باران
شیروانی می داند
چشم دارد باران می کند روشن
چشم در شب های من دارد به بارد
چشم دارد باز باران هی...
دارم فانوس می کشم فتیله را بالا
تاریک دارم هر چه در من دارد هر چه با من
از دارم نه دارم
خانه در چشم ام هنوز
دارد به بارد .