همیشه کف آشپزخانه دنبال مدرک جرم می گردم
این تازه قسمت اول داستان است
ما همه چیز را بازسازی می کنیم
رویاهای شب قبل
خانه های خرمشهر
ارگ بم
صحنه ی جنایت
و حتی این نگاتیوهای فسیل شده را
حالا "من رفته ام "، "خواهم رفت " ، " می روم " ، " بگذار بروم " را فراموش کن
تمام شب چراغ زنبوری این خیابان زوزه می کشید
تا شاید "برخواهد گشت" ، " بر میگردد " ، " برگردد"
کاتالیزه شود
راه رفتن خودش را با عقربه ها هماهنگ می کند
راس ساعت چند فرقی ندارد
میتوانی دلتنگ که شدی
همه چیز را به عقب برگردانی
و بک گراند را بریزی روی میز
نگاه کن
مادر چای می ریزد
تو بزرگ می شوی
شب آرام راه میرود
و یا
مادر چای می ریزد
شب آرام راه می رود
تو بزرگ می شوی
حالا این سلیقه ایست که آیا مادر راه رود شب چای بریزد یا ....
اینجا من فقط یک فلاش فوروارد بزرگ هستم
که میان فلاش بک هایت رژه می رود
می بینی کافیست کف آشپزخانه دنبال مدرک جرم بگردی
خرده نانها خودشان مورچه می شوند
1
2
3
.
.
بک گراند را از روی میز جمع می کنم
بر می گردم روی خطوط محیطی ام
راشها را که نگاه می کنم
جایی برای گریز نمانده
لطفا
دور مرا خط بکش
و صحنه ی جرم را خودت تکمیل کن