باباچاهی: جهان نيز پست مدرن آفريده شده است . . . . . . . . . . . . . سايت نشر چشمه راه افتاد . . . . . . . . . . . . . کتاب تازه سید علی صالحی . . . . . . . . . . . . . حضور "زنان فراموش شده" در کتابفروشیها . . . . . . . . . . . . . نامزدهاي جايزه‌ي شعر خبرنگاران اين هفته معرفي مي‌شوند . . . . . . . . . . . . . "عکاس دوره‌گرد" در ارشاد . . . . . . . . . . . . . خالق "ناتور دشت" درگذشت . . . . . . . . . . . . . "کسی ما را به شام دعوت نمی‌کند" منتشر شد . . . . . . . . . . . . . «زرباران» دونالد بارتلمي با ترجمه‌ي احسان لامع انتشار يافت . . . . . . . . . . . . . آثار عاميانه‌ي صادق هدايت در اروپا انتشار يافت
شعرداستاننقد و نظرانديشهكتاب
 

 
مجله ادبیات و اندیشه دانوش

سردبیر:
احمد فکراندیش

دبیر سرویس شعر:
جلال خسروی

دبیر سرویس نقد ادبی:
سعید سبزیان

دبیر سروبس اندیشه:
حمید موذنی

دبیر سرویس ترجمه:
حامد رحمتی

دبیر سرویس داستان:
انوش دلاوري



    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    

فکر می کنید تحولات اخیر سیاسی و اجتماعی تاثیری بر روند ادبیات پیشرو ایران داشته باشد؟






مشاهده نتايج

طراحی سایت و پورتال

کتابفروشی دانوش میزبا شماست

   شعری از مریم فیروزی  
  شعری از مریم فیروزی همیشه کف آشپزخانه دنبال مدرک جرم می گردم
این تازه قسمت اول داستان است
ما همه چیز را بازسازی می کنیم
رویاهای شب قبل
خانه های خرمشهر
ارگ بم
صحنه ی جنایت
و حتی این نگاتیوهای فسیل شده را

حالا "من رفته ام "، "خواهم رفت " ، " می روم " ، " بگذار بروم " را فراموش کن
تمام شب چراغ زنبوری این خیابان زوزه می کشید
تا شاید "برخواهد گشت" ، " بر میگردد " ، " برگردد"
کاتالیزه شود

راه رفتن خودش را با عقربه ها هماهنگ می کند
راس ساعت چند فرقی ندارد
میتوانی دلتنگ که شدی
همه چیز را به عقب برگردانی
و بک گراند را بریزی روی میز

نگاه کن
مادر چای می ریزد
تو بزرگ می شوی
شب آرام راه میرود
و یا
مادر چای می ریزد
شب آرام راه می رود
تو بزرگ می شوی

حالا این سلیقه ایست که آیا مادر راه رود شب چای بریزد یا ....
اینجا من فقط یک فلاش فوروارد بزرگ هستم
که میان فلاش بک هایت رژه می رود

می بینی کافیست کف آشپزخانه دنبال مدرک جرم بگردی
خرده نانها خودشان مورچه می شوند
1
2
3
.
.


بک گراند را از روی میز جمع می کنم
بر می گردم روی خطوط محیطی ام
راشها را که نگاه می کنم
جایی برای گریز نمانده
لطفا
دور مرا خط بکش
و صحنه ی جرم را خودت تکمیل کن


1387

نظر [ 5 ] ٭ شعر ٭ دوشنبه 12 مرداد 1388  -  04:05
نظرات شما سياوش: زيبايي و رواني شعر قابل تحسين است لطفا مجموعه شعرهايتان را برايم بفرستيد متشكرم

مازیار: شعر محصول رنجهاست!محصول دردها بشری!
از آن سان که همه پیکر یکدیگرند!
همیشه وقتی درد رسوخ می کند بهتر لمس می شود.
مریم عزیزم،
شعر تو از این دست است.
و من چه عاشق تصویر دردم.
مرسی مریم جان
مازیار

سمیه: شعرت به دل میشینه
مثل رنگ چشات....

حسين طوافي : بي تعارف از خواندن شعر لذت بردم . مضمون در شعر ساري و جاري است و از ابتذا تا انتهاي شعر حضور دارد . مثل خيلي ديگر ها نيست كه با يك مضمون شروع مي كنند آخرش چيز ديگري از آب در مي آيد . فقط كمي اصطلاحات عكاسي - كه شايد فقط من از آن ها بي خبر هستم - در شعر جذب نشده اند مثلا :
اینجا من فقط یک فلاش فوروارد بزرگ هستم
که میان فلاش بک هایت رژه می رود

البته اين بدان معنا نيست كه مفاهيمي چون فلاش بك و يا فلاش فروارد ويا غيره و ذالك از جمله مفاهيم نو بنياد و يا غريبه است . خير .
اين مفاهيم در شعر گوارش نيافته و زيست ادبي نيافته اند .
بلكه تنها توسط شاعر ابراز شده اند و به بعد توصيف موقعيت شعري نرسيده اند .
مثلا اين مصرع ها از شاعر روز آمريكا رابرت هاس را در نظر بگيريد :
they re where all displacement begins.
they bulldozed the upper meadow at squaw valley,.....
واژه ي bulldozedدر واقع يك واژه ي زمخت و به قول ما ايراني ها يك واژه ي نچسب است . اما در بطن شعري اين اثر از اين شاعر بزرگ امريكايي رسوخ كرده و عينا تبدين به شعر و بخشي ار شعريت اثر شده است . البته اين مي تواند بر اساس ذات زبان ها ي گوناگون پديده اي متفاوت و ديگر گونه باشد اما همين پديده ، يعني استفاده از نام هاي خاص يا نام ابزار و يا اصطلاحات و غيره... وقتي در بافتي ديگر گونه از شعر قرار مي گيرد شعريت پيدا مي كند
در اين بخش شعر شما :
بک گراند را از روی میز جمع می کنم
بر می گردم روی خطوط محیطی ام
راشها را که نگاه می کنم
جایی برای گریز نمانده

خوب در متن جا شده .
راشها با خطوط محيطي خوب ارتباط برقرار كرده اند و جمع شدن گراند كه بايد مربوط به چيدمان يك صحنه ي تصويري باشد - البته اگر اشتباه نكرده باشم -با ميز و سطح و صحنه در بطن شعر خوب هم زيستي اي از نوع كلمه و ژانر معنايي ايجاد كرده است .
و هم چنين واج آرايي ميز و گريز و....

البته اين را من باب مثال گفتم و در تمام شعر اين آرايه هاي بديعي ، نحوي و زبان شناختي و... حضور دارند و از شعر شما يك اثر روان و قابل تامل ساخته اند .

با احترام
حسين طوافي

عرفان: درودوامیدبرای شما
داستان شعری خوبی بود
ارسال نظر
نام
ایمیل
وب سایت
نظر شما
 
 
 


  خبر شعر داستان نقد و نظر انديشه كتاب نشريات جستجو آشنايي با ما ارتباط با ما آرشيو
 





لاله می شوم ز تب




تفریق جمعی




سیب نقره‌ای




نگاهی به کتاب پیوندهای ناپیدا

.: بايگاني :.  
 







 
 
   

تمام حقوق اين سايت براي دانوش محفوظ است
راه اندازي شده توسط شرکت يک‌ضرب