مراسم پاياني دومين دورهي جايزهي شعر زنان ايران (خورشيد) با تقدير از فرشته ساري و بنفشه حجازي عصر روز گذشته (پنجشنبه، 26 آذرماه) برگزار شد.
به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين مراسم كه با معرفي مجموعهي شعر «با خودم حرف ميزنم» سرودهي روجا چمنكار به عنوان اثر برگزيدهي جايزه همراه بود، سپيده جديري - دبير جايزه - در سخناني گفت: به رغم شعاري كه ملكهي ذهن ما شده است كه توليد ادبي اعم از شعر و داستان بايد فارغ از جنسيت مؤلف آن مورد بررسي قرار گيرد، اتفاق مهمي كه در چند دههي اخير در آثار ادبي زنان ايراني اتفاق افتاده، همين پررنگبودن عامل جنسيت در آثار است و اين از نظري جاي خوشبختي دارد كه مثلا ديگر آقايان نميتوانند بنشينند و از مردانه بودن آثار شاعران زن دم بزنند؛ آنگونه كه دربارهي شعر پروين اعتصامي گفته ميشد.
او يادآور شد: بر اين باورم كه زنان ما به خاطر محدوديتها و موانعي كه در جامعهي مردسالار ايراني براي حضور در عرصههاي اجتماعي با آن روبهرو هستند، از جهانبيني متفاوتي نسبت به مردان ايراني برخوردارند؛ من نامش را ميگذارم جهانبيني زنانهي ايراني كه تحتتأثير تبعيضها و محدوديتهايي كه تمام اعمال و رفتار آنها را تعريف و تعيين كرده، شكل گرفته؛ به همين دليل، حتا با جهانبيني زنانه به معناي عام و جهانياش متفاوت است. اين است كه از نظري هم بايد گفت جاي بدبختي دارد كه زن در اغلب آثار ادبي زنان ايراني نه به عنوان يك انسان كنشگر كه به عنوان يك انسان كنشپذير مطرح ميشود.
اين شاعر افزود: در غرب كه محدوديتهاي جنسيتي براي حضور زنان در عرصههاي اجتماعي و فرهنگي به مراتب كمتر است، جوايز و جشنوارههايي مختص فعاليتهاي فرهنگي زنان وجود دارد. در ايران كه زنان با مشكلات بيشتري در اين زمينه مواجهاند، جاي خالي چنين جشنوارههايي بيشتر احساس ميشود. تخصص من شعر است و به همين دليل، جايزهاي كه برگزار ميكنم، ويژهي شعر زنان است؛ اما اميدوارم چنين جوايزي براي زنان در ساير عرصههاي فرهنگي نيز برپا شود.
جديري در ادامه دربارهي حاميان مالي اين جايزه توضيح داد: وقتي ميگوييم جايزهي ادبي خصوصي، يعني همهچيز آن به صورت خصوصي برگزار ميشود. گفته ميشود كه جوايز خصوصي از خارج از كشور حمايت مالي ميشوند؛ اما كاملا مشخص است كه جايزههاي خصوصي ايران حمايتگرهاي مالي مشخص دارند و تعريفهايي كه در اينباره ميشود، اشتباه است.
او ادامه داد: براي يك جايزهي خصوصي بايد ماهها به دنبال جا بود. سال گذشته از سه ماه قبل از جايزه، دنبال مكاني براي برگزاري ميگشتيم. گفته شد هيچ خانهي فرهنگ و فرهنگسرايي بدون اجازهي اماكن به جوايز خصوصي جا نميدهد، اين ميشود كه اكثر جوايز ادبي برگزار نميشود؛ چون مكاني براي برگزاري ندارند.
جديري ادامه داد: ما در داوري آثارمان، كتابهايي را كه از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مجوز گرفته است، داوري ميكنيم، ما به آنها احترام ميگذاريم و به كتابهاي مجوزگرفته جايزه ميدهيم؛ اما آنها اين كار را نميكنند. از سالهاي آينده، كتابهايي را كه مجوز نگرفته و منتشر نشدهاند، در جوايزمان شركت خواهيم داد.
در ادامه، رؤيا تفتي دربارهي فرشته ساري كه با مجموعهي شعر «يکي از ما بايد به او ميگفت» از نامزدهاي نهايي جايزه بود و در اين مراسم تقدير شد، صحبت كرد و يادآور شد: فرشته ساري اولين مجموعهاش را با نام «پژواك سكوت» در سال 65 چاپ كرد و آخرين كتابش را با نام «يكي از ما بايد به او ميگفت» در سال 87 منتشر كرد. در «پژواك سكوت»، زبان ساري متأثر از زبان احمد شاملوست. عناصر طبيعت در مجموعهي اول از بسامد بالايي برخوردار است. در مجموعهي «قاب بيتمثال» اگرچه زبان به سمت شخصيشدن ميرود؛ اما هنوز زبان شاعر با زبان شاملو ميآميزد.
اين شاعر دربارهي كتاب «شكلي در باد» فرشته ساري هم گفت: در اين مجموعه دگرگوني در زبان اتفاق افتاده است و شعرها حسيتر شدهاند و به تصاويري ميرسيم كه حس از ادراك پيشي گرفته است. در اين مجموعه هم هنوز زبان شاملو دست از سر شاعر برنداشته است؛ اما اين موضوع بسامد كمتري دارد.
تفتي افزود: از مجموعهي «تربت عشق» به بعد، ساري نه تنها به زبان خود ميرسد؛ بلكه از عناصر طبيعت هم فاصله ميگيرد. شعرهاي او مثل باريكه آبي ميماند كه هر آنچه در مسيرش است، با خود ميآورد؛ بدون اينكه در حركت آن اخلالي ايجاد شود.
او با بيان اينكه ساري دغدغههاي سياسي، اجتماعي و فلسفياش را با كمال خونسردي به ما ميگويد، بدون آنكه هيجانزده شود، يادآور شد: عشق در دنياي ساري گاهي خود را نشان ميدهد؛ انگار دنيا گاهي ارزش ديدن دارد.
سپس عليرضا بهنام دربارهي شعرهاي بنفشه حجازي - ديگر شاعري كه در اين مراسم تقدير شد -، سخن گفت و عنوان كرد: به نظرم، شعرهاي حجازي بسيار مهم و نمايندهي يكي از شاخههاي شعر فارسي در دههي 70 است. از مجموعهي «بيست ترانهي سرگردان»، او به يكي از شاخههاي مهم و اصلي جريان شعر دههي 70 تعلق يافت. شعرهاي پيش از آن مجموعه را ميتوان شعرهايي دانست كه متأثر از سبك و سياق شاعران گذشته كه شعرهايي بغايت ساختارمند ميسرودند، دانست. اما روح زمانهاي كه شاعر در آن ميزيست، به آن شكلي كه بايد، در آنها نمودار نبود. از «بيست ترانه سرگردان» حجازي وارد وادي ديگري ميشود.
اين شاعر افزود: در شعرهاي حجازي، ما با دنيايي روبهروييم كه تكهتكه است. مجموعهاي از تصاوير تكهتكه در كنار هم قرار ميگيرد و با كولاژ و روايت به هم ميپيوندد و ايجاد سبك شعر ميكند؛ در حاليكه ساختار شعر با وجود اين تكهتكه بودن تكهتكه نيست.
بهنام با بيان اينكه شيوهي نگاه طنز به دنيا از مشخصههاي دوراني است كه ما از آن به عنوان پس از مدرنيسم تعبير ميكنيم، ادامه داد: در اين نوع سرايش، حجازي پيرو جريانهاي روز نيست. نگاه شخصي شاعر در راهي كه براي بيان انديشههاي خود در شعر برگزيده، ايجاب ميكند كه قدري ميان جريان غالب روز و شعر حجازي تفاوت باشد. طنز حجازي نوعي طنز گروتسك و ايجاد تغيير در روابط بين اشيا و انسانهاست.
او همچنين يادآور شد: بنفشه حجازي به نوعي يكي از معدود شاعراني است كه راه شخصي خود را در امتداد راهي كه ادبيات معاصر در پيش گرفته، دنبال ميكند.
در اين مراسم كه در انجمن نويسندگان كودك و نوجوان برپا شد، فاطمه سالاروند - شاعر و برگزيدهي جشنوارهي شعر فجر سال گذشته - كه پنج سكهي دريافتياش از آن جايزه را به جايزهي خورشيد اهدا كرده است، گفت: اميدوارم حركت كوچك من باعث شود اتفاقاتي از اين دست در حمايت زنان ما و مرداني كه به اين حركات اعتقاد دارند، اتفاق بيافتد.
در پايان اين مراسم از فرشته ساري و بنفشه حجازي تقدير و بيانيهي دبير و هيأتداوران (آزيتا قهرمان، رؤيا تفتي، پگاه احمدي، بهاره رضايي و رؤيا زرين، دومين جايزهي شعر زنان (خورشيد) خوانده شد.
در اين بيانيه آمده بود: در دومين دورهي جايزهي شعر زنان ايران (خورشيد)، تا پايان تيرماه 1388 (آخرين مهلت ارسال آثار)، 42 عنوان مجموعهي شعر واجد شرايط - در هر دو حوزهي كلاسيك و مدرن - از زنان شاعر ايراني به دبيرخانهي جايزه رسيد كه از آن ميان، 18 مجموعهي شعر پس از بررسي اوليه به مرحلهي داوري راه يافتند. دبير و هيأتداوران دومين دورهي جايزهي خورشيد بر اين باورند كه كاهش چشمگير تعداد آثار شركتكننده در اين دوره نسبت به دورهي گذشته (64 عنوان) ميتواند دو دليل داشته باشد: كاهش تعداد آثار مجوزگرفته از وزارت ارشاد در هر سال نسبت به سال قبل و كمرنگشدن انگيزهي شاعران براي شركت در جوايز ادبي به دليل حوادث ماههاي اخير ايران.
در ادامهي اين بيانيه اشاره شده بود: با اينحال، امسال نيز به رغم تمام مشكلات و رويدادهايي كه انگيزهي فعاليت فرهنگي را براي اهالي فرهنگ كمرنگ و كمرنگتر ميكند، دبير و هيأتداوران جايزهي خورشيد بر برگزاركردن اين جايزه اصرار داشتهاند؛ چرا كه به باور آنها، فرهنگ شايد يكي از معدود مواردي باشد كه هنوز ارزش خود را به تمامي در جامعهي ما از دست نداده است و بنابراين همچنان ميتواند به عنوان يك راه نجات درنظر گرفته شود.
در پايان بيانيه نيز آمده بود: دبير و هيأتداوران جايزهي خورشيد در عين محكومكردن هرگونه سانسور فرهنگي و اعمال فشار بر شاعران و نويسندگان ايران، اعلام ميكنند كه از دورهي بعد، تمام كتابهاي شعر زنان ايراني اعم از انتشار يافته و انتشارنيافته حق شركت در جايزهي شعر زنان ايران (خورشيد) را خواهند داشت.
+
اين نوشته نيز توسط روجا چمنكار تحرير شد، كه قرار بود توسط نماينده او در مراسم خوانده شود كه ميسر نشد. چمنكار هم اكنون ساكن فرانسه مي باشد.
درود
به لحظه های درد، به لحظه های جنون زده، به لحظه های نوشتن برای رهایی، برای تحمل، برای جنگیدن، برای نجات، برای نوشتن، برای برخاستن، برای خواستن، برای خش انداختن بر تن بی تحرک ساعت، به اینکه با تمام نبض هایم خود زنی کرده ام با کلمات.
به لحظه های زنانی در دورترین نقطه های نامعلوم، زنانی در جنوب، زنانی سوخته در جنوب، خود سوزی زنانی دریا زده در جنوب، زنانی لب فرو بسته، تن بسته، زنانی شکسته، شکست های زنانی نا دیده، نا شنیده در جنوب، به لحظه های زنانی با فریاد های بلند، با چشم باز به مرگ خندیدن بی هیچ جایزه ای، به لحظه های عظیم شان پشت میله های سیاه، جیغ های عظیم شان، ندای عظیم شان، موج عظیم شان، خروش عظیمشان، به لحظه های مادران داغ دیده شان، به داغ های تازه تاز ه شان، به مادران ایستاده شان، به زنانی که خورشید را در آسمان زنده نگه می دارند، به زنانی که شاعرند که شعر را زندگی کرده اند، به شعر هایی که هیچگاه دیده نشدند، فرصت دیده شدن نداشتند، هیچگاه دیده نخواهند شد، اجازه ی دیده شدن به آنها داده نشد، داده نخواهد شد
چقدر خوشحالی خبر در من می نشست اگر این لحظه ها در من و بیرون از من نبودند.
اگر خورشید بر این همه خون ریخته شده هر صبح نمی تابید که نوری حتی باریکه نوری این همه سرخی را می شست، که زنان و مردان و کودکان در سرزمین من طوری که شایسته ی زیستنشان بود می زیستند
بر سفیدی این برفِ غریبِ نشسته بر شیشه بغض می پاشم و با فروغ عزیز می خوانم که من از کجا، از کجا، از کجا می آیم که اینچنین به بوی شب آغشته ام.
بر تمام برگزارکنندگان و داوران و دست اندر کاران شعر خورشید درود می فرستم که با تمام تاریکی ها، روشنی و نور را زنده می دارند
و حالا به این فکر می کنم که باید دوباره به ابتدای زمین بر گردم من خورشیدم را پشت کوه ها جا گذاشته ام.
به امید فردایی روشن و خورشیدی حاصلخیز.
روجا چمنکار