باباچاهی: جهان نيز پست مدرن آفريده شده است . . . . . . . . . . . . . سايت نشر چشمه راه افتاد . . . . . . . . . . . . . کتاب تازه سید علی صالحی . . . . . . . . . . . . . حضور "زنان فراموش شده" در کتابفروشیها . . . . . . . . . . . . . نامزدهاي جايزه‌ي شعر خبرنگاران اين هفته معرفي مي‌شوند . . . . . . . . . . . . . "عکاس دوره‌گرد" در ارشاد . . . . . . . . . . . . . خالق "ناتور دشت" درگذشت . . . . . . . . . . . . . "کسی ما را به شام دعوت نمی‌کند" منتشر شد . . . . . . . . . . . . . «زرباران» دونالد بارتلمي با ترجمه‌ي احسان لامع انتشار يافت . . . . . . . . . . . . . آثار عاميانه‌ي صادق هدايت در اروپا انتشار يافت
شعرداستاننقد و نظرانديشهكتاب
 

 
مجله ادبیات و اندیشه دانوش

سردبیر:
احمد فکراندیش

دبیر سرویس شعر:
جلال خسروی

دبیر سرویس نقد ادبی:
سعید سبزیان

دبیر سروبس اندیشه:
حمید موذنی

دبیر سرویس ترجمه:
حامد رحمتی

دبیر سرویس داستان:
انوش دلاوري



    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    

فکر می کنید تحولات اخیر سیاسی و اجتماعی تاثیری بر روند ادبیات پیشرو ایران داشته باشد؟






مشاهده نتايج

طراحی سایت و پورتال

کتابفروشی دانوش میزبا شماست

   نگاهی به کتاب پیوندهای ناپیدا  
  نگاهی به کتاب پیوندهای ناپیدا نگاهی به کتاب پیوندهای ناپیدا
جلال خسروی

منتخبی از اشعار یوگنی یفتوشنکو
ترجمه ی نسترن زندی
--------------

شناسه ی کتاب:
پیوندهای نا پیدا
منتخبی از اشعار یوگنی یفتوشنکو
ترجمه ی نسترن زندی
نشر مرکز / چاپ اول 1386
-------------

شعر چه نسبتی با استالین زدایی می تواند داشته باشد؟ شاعر هنوز این را نمی داند. با این حال او شعر را فرم خاصی از مبارزه می داند. هرچند مبارزه ای غیر فعال. او بین مسئولیت شهروندی َش در مبارزه ی ملی و وظیفه َش به عنوان شاعر، تمایز قایل است. با این حال او سخن سلوتسکی را با ما در میان می گذارد که خطاب به او گفته: « ...در زمانه ی ما برای آن که شاعر باشی، تنها شاعر بودن کافی نیست. »
می توان گفت تمایزی که یفتوشنکو از آن می گوید، صرفأ جنبه ای نظری دارد. در عمل این دو ، دو روی یک سکه اند. به نحوی که بعضی شعرهای شاعر بازتاب مبارزه ی ملی اوست.
یفتوشنکو بیست ساله بود که استالین مرد. واقعه ای که به زعم او روسیه را تکان داد. – تمام روسیه آن روز گریه می کردند من هم گریه می کردم.
یفتوشنکو در اتو بیوگرافی َش تشییعِ دیکتاتور را روایت می کند. او از توده می گوید... بی شکل ... مثل رودخانه ای بی بستر که به گور می ریزد. توده ای که عادت کرده بود استالین به آن ها فکر کند. و استالین به مثابه ی – کارگران سراسر جهان با هم متحد شوید و به نام نامی انترنشنال کمونیزم – به جای آن ها فکر می کرد... عمل می کرد ... دلیری در جنگ بزرگ میهنی و البته شجاعت در آشویتس های کوچک تر و مهربان تر روسی!
در میانه ی این رود... در هنگامه ی نفی فردیت – فردیت به عنوان تنها امکان نگریستن به خود و به جهان- ... در جدالی نابرابر... یفتوشنکو با سرودن شعرهای عاشقانه تقابل ساختاری جمع/فرد رئالیسم سوسیالیستی را در هم می ریزد:

عشق پرتغالي

شب، زخم ها و آتش ها را ليسيده
چشم هاي زندان، ستارگان را تماشا مي كنند
من اما با توام زير پل « سالازار»
در سياهي سايه هاي تو در تو.

ديكتاتور به ما خدمت كرد
و ما زير پلي كه بر او ناپيدا بود
هجرت كرديم به لب هاي يكديگر
از اين كشور ناپاك.

زير پلي از بيم و بتون
زير پل اين حكومت پوسيده
لبهاي ما سرزمين هاي زيبا يي هستند
جايي كه من و تو آزاديم

من مي دزدم آزادي را ، مي دزدم
و در لحظه مقدسي كه دزديده ام
خوشبختم ، اگر چه در بوسه اي ،
بدون سانسور زبان گنهكارم.

حتي در جهاني كه فاشيست ها حكومت مي كنند،
جايي كه حق انسانها پايمال مي شود
مژگان بلندي هستند
كه زير چترشان دنیای ديگري دارند.

اندام دخترك را باراني نازكي پوشانده
حلقه اش را به من هديه مي كند
دخترك پرتغالي چرا گريه مي كني؟
من گريه نمي كنم . من ديگر همه چيز را گريسته ام .

لبانت را به لبانم بفشار و به چیزی فكر نكن.
توانی در ما نیست خواهر كوچك
زير پل ،زير ابرواني اخم كرده
دو قطره اشكيم پنهان از چشم جهان

در این جهان تکه تکه شده که پیوندهاش گم شده اند. شاعر خدا و خون دست های پریده رنگ مسیح را نیایش می کند تا جهان متلاشی شده را وحدتی دوباره دهند.

....
شاید ابتدا انسان به مرز اندیشید
و آن گاه مرزها انسان ها را ساختند
آفریده ی مرزها، ارتش
پلیس
و مرزبانانند.
آفریده ی مرزها گمرک است
و پاسپورت.
اما خدا را شکر
پیوندهای ناپیدا وجود دارند
و خون دست های پریده رنگ مسیح
آفریده ی پیوندهاست
پیوندهایی که عبور می کنند
از سیم های خاردار
و می آمیزند
عشق را به عشق
دلتنگی را به دلتنگی.

عشق به وطن بن مایه ی دیگر شعرهای این شاعر است. یفتوشنکو با لحن تغزلی درد مندی این میل را می سراید. نوستالژی و دلتنگی در شعری که تاریخ 1993 را زیر خود دارد.
...
خدا حافظ امپراتوری!
سلام روسیه!
تنها بر خود
حکمرانی کن!
همچون لحاف مادر بزرگ
در این کشمکش
بچه ها را با تکه های سرنوشت شان بپوشان
من دلم می خواهد
در مجازات بادهای سرد
خود را به آرنج مادر بزرگ بچسبانم
تا دوباره وصله کند روسیه را
تکه تکه
تکه تکه.

با خواندن این شعرها می توان گفت سرنوشت انسان اسیر در چنگال دیکتاتوری تلواسه ی بنیادین روح شاعر بوده است. این بن مایه در گونه های متفاوت شعرهای یفتوشنکو وجود دارد. از شعرهای فردی مثل – برای ماشا – تا شعرهایی مثل – وارثان استالین و بابی یار - .
از این روست که شاعرانه گی او در راستای مبارزات ملی و انسانی َش اتفاق افتاده است. یا بر عکس.
--------
کتاب با مقدمه ی مترجم باز می شود. نسترن زندی در مقدمه ی موجز و فشرده َش از دوران سیمین شعر روسیه می نویسد. از سال 1890 که سمبولیسم به روسیه آمد و دو برداشت متفاوت از آن ناشی شد. گروهی همان نوع فرانسوی آن را پی گرفتند و گروهی دیگر ویژه گی روسی به آن داده و درونمایه ای متافیزیکی و عرفاتی در آن ریختند. وی همین طور به مکتب های اکمه ییسم و فوتوریسم اشاره می کند و خاصه های آن ها را بیان می کند. او سرانجام شرحی بر زندگی و آثار یفتوشنکو برای مان نوشته است.
بخش بعدی کتاب ترجمه ی قسمتی از اتو بیوگرافی شاعر است. در قسمت بعدی مصاحبه ای با یفتوشنکو آمده است و بعد از آن در های پیوندهای ناپیدا به روی مان گشوده می شوند.

نظر [ 2 ] ٭ کتاب کده ٭ پنجشنبه 03 دي 1388  -  11:23
نظرات شما hamid moazeni: salam. man in ketab ra khundam va zemne inkeh ashare jaleb va amighi darad . motargem niz be khubi va ba tasalot be tarjomeh pardakhteh ast

شهرزاد: سلام
سپاس از معرفی و نوشتار خوبتان براین کتاب .
برای خانم نسترن زندی هم آرزوی موفقیت بیشتر دارم و سربلندی.
برقرارباشید و پایدار
ارسال نظر
نام
ایمیل
وب سایت
نظر شما
 
 
 


  خبر شعر داستان نقد و نظر انديشه كتاب نشريات جستجو آشنايي با ما ارتباط با ما آرشيو
 





لاله می شوم ز تب




تفریق جمعی




سیب نقره‌ای




نگاهی به کتاب پیوندهای ناپیدا

.: بايگاني :.  
 







 
 
   

تمام حقوق اين سايت براي دانوش محفوظ است
راه اندازي شده توسط شرکت يک‌ضرب