باباچاهی: جهان نيز پست مدرن آفريده شده است . . . . . . . . . . . . . سايت نشر چشمه راه افتاد . . . . . . . . . . . . . کتاب تازه سید علی صالحی . . . . . . . . . . . . . حضور "زنان فراموش شده" در کتابفروشیها . . . . . . . . . . . . . نامزدهاي جايزه‌ي شعر خبرنگاران اين هفته معرفي مي‌شوند . . . . . . . . . . . . . "عکاس دوره‌گرد" در ارشاد . . . . . . . . . . . . . خالق "ناتور دشت" درگذشت . . . . . . . . . . . . . "کسی ما را به شام دعوت نمی‌کند" منتشر شد . . . . . . . . . . . . . «زرباران» دونالد بارتلمي با ترجمه‌ي احسان لامع انتشار يافت . . . . . . . . . . . . . آثار عاميانه‌ي صادق هدايت در اروپا انتشار يافت
شعرداستاننقد و نظرانديشهكتاب
 

 
مجله ادبیات و اندیشه دانوش

سردبیر:
احمد فکراندیش

دبیر سرویس شعر:
جلال خسروی

دبیر سرویس نقد ادبی:
سعید سبزیان

دبیر سروبس اندیشه:
حمید موذنی

دبیر سرویس ترجمه:
حامد رحمتی

دبیر سرویس داستان:
انوش دلاوري



    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    

فکر می کنید تحولات اخیر سیاسی و اجتماعی تاثیری بر روند ادبیات پیشرو ایران داشته باشد؟






مشاهده نتايج

طراحی سایت و پورتال

کتابفروشی دانوش میزبا شماست

   شعری از لیلا حکمت نیا  
  شعری از لیلا حکمت نیا قبل از قطار این حرفها به پیراهنم فکر کرده ام تا نسوزم ....بساز


دیوار ها را طوری که از خانه بیرون نزنم

صبح از شمارش خط های روی دیوار به شب ...کشیدن خط های روی دیوار ؟

روزها بلند شد تا بیداری نقطه هایی که کور شد...ببین !

ما راهی ِ راهی شدیم که این جاده از اول هم برای نسخه ام پیچید !

تاریخ در شیشه ی آبلیموی خانه فاسد شد

قبل از اینکه برای این اتفاق بزنی به تخته و بگوید :برپا

از راه رفتن هایم چند ریگ ضمیمه داشت این کفش

از راه نرفتن هایم به خیابانی می رسی که ایستادگی ام را شعار می دهد

نکند از چرخه بیرون زده ام و خاک نمی شود این جنازه ؟

نگاه کن !

ساچمه مردمک قشنگی است ...اسفند دود کن

تا بهمن های دیگری در راه بماند

می دانم

می دانم این برف ها یک روز گلوله می شوند .

.

.

.

حالا این نقشه ای که کشیدی مرا هم گم کرده

و رفتنت پونیز را از نامم برنداشت ... تا به دیوار بزند عکس این روز را

سر جنگ گلوگیر مادرم می شد تا جنازه ای در گلویم باد کند

هوای تو را رگی داشت که به گردنم نزدیک تر ....جز تو چه کسی را دارم ؟

ما چیزی برای گم کردن نداشتیم ....گم می شدیم !

«این برزگداشت برای تفریق تاریخ از جغرافیاست....یادم فراموش !»

سر چهار راه های شهر ستاره، راهنما شود ...نشد

دیدی ؟

شهر را با کدام تصویری که ساختی ،ساختند ؟

تمبرها را از عکس تو پر کردند گوشه گوشه ی پست

و استخوان های تو گلوگیر زمینی بی پلاک شد .

از آن روز پیراهن های بدون یقه عصبی ترم می کند

جنازه یعنی کالایی که در هیچ دادگاهی وارد نیست ....وارد نیست !

و دنیا را مزرعه ای ساخته اند که آدم ها به عمل نیامده اند !

مادر در دهان همسایه ها چشم گذاشت

ما قایم می شدیم تا آژیرها دیوار را کوتاه کنند

باختیم ...حتی قافیه ای از تو را در همین محضر

و میز عادلانه تقسیم شد تا پایه ی خودت بمانی..بمان !

به ابروهایت بگو پیوسته سوالی نکنند که جواب است ....

جنگ عادلانه نبود؟

نظر [ 2 ] ٭ شعر ٭ سه شنبه 08 دي 1388  -  12:07
نظرات شما سپهر: درود بر شما لیلا حکمت نیا عزیز . شعرت را بی نظیر خواندم .
زبانی پویا تخیلی قوی و هم سو با اجتماع و جهان پیرامونت و تصاویری محکم در ساختار زبان ات .
بسیار لذت بردم . بیشتر از همیشه . پویا باشی عزیز.

مريم: سلام ليلا جون
مريم هستم دخترعمت
بهت تبريك ميگم و اميدوارم موفقيت در زندگيت سيري صعودي بگيرد
ارسال نظر
نام
ایمیل
وب سایت
نظر شما
 
 
 


  خبر شعر داستان نقد و نظر انديشه كتاب نشريات جستجو آشنايي با ما ارتباط با ما آرشيو
 





لاله می شوم ز تب




تفریق جمعی




سیب نقره‌ای




نگاهی به کتاب پیوندهای ناپیدا

.: بايگاني :.  
 







 
 
   

تمام حقوق اين سايت براي دانوش محفوظ است
راه اندازي شده توسط شرکت يک‌ضرب