باباچاهی: جهان نيز پست مدرن آفريده شده است . . . . . . . . . . . . . سايت نشر چشمه راه افتاد . . . . . . . . . . . . . کتاب تازه سید علی صالحی . . . . . . . . . . . . . حضور "زنان فراموش شده" در کتابفروشیها . . . . . . . . . . . . . نامزدهاي جايزه‌ي شعر خبرنگاران اين هفته معرفي مي‌شوند . . . . . . . . . . . . . "عکاس دوره‌گرد" در ارشاد . . . . . . . . . . . . . خالق "ناتور دشت" درگذشت . . . . . . . . . . . . . "کسی ما را به شام دعوت نمی‌کند" منتشر شد . . . . . . . . . . . . . «زرباران» دونالد بارتلمي با ترجمه‌ي احسان لامع انتشار يافت . . . . . . . . . . . . . آثار عاميانه‌ي صادق هدايت در اروپا انتشار يافت
شعرداستاننقد و نظرانديشهكتاب
 

 
مجله ادبیات و اندیشه دانوش

سردبیر:
احمد فکراندیش

دبیر سرویس شعر:
جلال خسروی

دبیر سرویس نقد ادبی:
سعید سبزیان

دبیر سروبس اندیشه:
حمید موذنی

دبیر سرویس ترجمه:
حامد رحمتی

دبیر سرویس داستان:
انوش دلاوري



    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    
    

فکر می کنید تحولات اخیر سیاسی و اجتماعی تاثیری بر روند ادبیات پیشرو ایران داشته باشد؟






مشاهده نتايج

طراحی سایت و پورتال

کتابفروشی دانوش میزبا شماست

    سناریوی اول گوزن ها / سعدی گلبیانی  
   سناریوی اول گوزن ها / سعدی گلبیانی کارمند
با شتاب به خانه بازمی گردد
در ِ اتاقش
با صدای رادیویی ترانزیستوری
با پرت پرت ِ پارازیتش
هنگام ِ پخش اخبار فقر و جنایت
باز و بسته می شود
کارمند
طوری نفس نفس می زند که حروف اسمش از هم جدا می شوند
همه ی اسباب و اثاثیه ی اتاق را پشت در
کیپ می کند
پاییز را
که دوچرخه ای کهنه بود
و دختری با ساق های کشیده ی لخت
رکاب زنان
و بند کفش راستش رو ساقش سپید و ضربدری
پشت در کیپ می کند
ساک پولی که فرامرز قریبیان در سناریوی دوم گوزن ها
از زیر تخت درآورد و
وثوقی گفت :
آخرش که چی سید
تو اون جا نشستی و من اینجا
پشت در کیپ می کند
کارمند
با قطرات عرق
كه شبیه قایقی که صخره های ساحل مسیرش را منحرف کند
از لابلای ته ریش زبرش جاری است
قسمتی از حافظه اش را می برد
کیپ می کند پشت در
قسمت، مربوط به عکس تیتر روزنامه ی امروز بود
در عکس غزه بمباراني بود
جوانی با کمر شکسته ی پایش
به طرزی کاملا غیر طبیعی
از مفصل لگن به پشت خم شده بود
درد کاغذ روزنامه را مچاله می کرد
ناگهان چشم های جوان عرب
در مقیاس هزار بار بزرگتر می شود
اتاق و کارمند و اثاثیه ی پشت در له می شوند
مامورهای پشت در باز می گردند
سوار پژوی مشکی رنگ می شوند
بند زیرپیراهن رکابی کارمند
میان مامورهای صندلی عقب
به شدت خونی است
بند زیر پیراهن رکابی کارمند
به شدت خونی است

نظر [ 1 ] ٭ شعر ٭ سه شنبه 08 دي 1388  -  12:54
نظرات شما سپهر: شعر زیبایی خواندم .
درود بر شما شاعر.
ارسال نظر
نام
ایمیل
وب سایت
نظر شما
 
 
 


  خبر شعر داستان نقد و نظر انديشه كتاب نشريات جستجو آشنايي با ما ارتباط با ما آرشيو
 





لاله می شوم ز تب




تفریق جمعی




سیب نقره‌ای




نگاهی به کتاب پیوندهای ناپیدا

.: بايگاني :.  
 







 
 
   

تمام حقوق اين سايت براي دانوش محفوظ است
راه اندازي شده توسط شرکت يک‌ضرب