به اعتقاد حافظ موسوي، مكتبهاي ادبي در ايران جامع نيستند.
اين شاعر در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان، با بيان اينكه ما در ايران، مشكل تبيين و توضيح پيوستگي ساختارها با ساختارهاي همعصر را داريم، گفت: گاهي اوقات، موجهاي ادبي از درون اجتماع بيرون ميآيند و بر اثر تحولاتي كه در خود اجتماع يا عصر و درون ايجاد ميشود، پديد ميآيند؛ مانند تحولي كه نيما يوشيج در شعر فارسي ايجاد كرد.
او در همينباره ادامه داد: گاهي اوقات نيز مكتبسازي ارادهگرايانه انجام ميشود و شخصي به عرضهي سبك تصميم ميگيرد كه غالبا با شكست مواجه ميشود.
موسوي خاطرنشان كرد: در همهجاي دنيا، سبكها و مكاتب ادبي وامدار همديگر و در گفتوگو با هم هستند و با تراش دادن يك نوع زيباييشناسي بر تغيير سليقهي عمومي و فرهنگي تأثير دارند؛ اما ما مسألهي سبك را داريم؛ چراكه سبكها شخصي و خصوصي هستند. اين در حالي است كه حافظ و سعدي كارهاي متفاوتي ارائه دادند و هر كدام ويژگي خود را داشتند.
اين شاعر اظهار كرد: در اين دوره نيز مهدي اخوان ثالث، نيما يوشيج و منوچر آتشي وجود دارند كه تحت يك دستهبندي مكتبي هستند؛ ولي هر كدام ويژگيهاي سبكي خود را دارد. مكتبهاي ادبي در ايران جامعيت اتفاقهاي غرب را ندارند؛ ولي همهي اينها تدوينشدني هستند و ميتوان خاستگاه اجتماعي و چرايي پيدايششان را بررسي كرد.
حافظ موسوي در پايان يادآور شد: منتقد ادبي كسي است كه بتواند جريانها را از طريق كاوش در ساختار و كشف پيوستگي ساختارها تبيين كند و اين اتفاقي است كه در ايران نيافتاده است.